صحبتهای بزرگان معماری

سلام دوستان در اینجا صحبتهای بزرگان معماری رو آوردم تا  از آنها درس بگیریم:

پیتر آیزنمن :چارلز جنکز ظرفیت خاصی برای پیشگویی آنچه در معماری اتفاق خواهد افتاد دارد.او با معماری بعد از مدرن به دنبال گذشته بود ولی با کتاب معماری پرش کیهانی خود برای اولین بار رو به آینده دارد.

پیتر آیزنمن :حقایق علمی بهانه ای برای معماری هستند نه توجیهی برای آن.                      

آلبرتو پرز گومس :حتی دیدگاه ریاضیدانی چون مندلبروت از معماری همانند دیدگاه پرنس چارلز تقلیدی کهنه است.

میس ونده رو :هیچ کس نمیتواند هر صبح دوشنبه یک سبک معماری جدید اختیار کند.

میس ونده رو :ترجیح میدهم خوب باشم تا جالب توجه.                   

هوشنگ سیحون :کلام آخر من ایران است.                                        

لوکوربوزیه :چشمهایی که نمی بینند زیبایی نوین عصر حاضر را.

لوکوربوزیه :من ترسیم­کردن را به حرف­زدن ترجیح می­دهم، زیرا ترسیم­کردن سریع­تر است و مجال کمتری برای دروغ­گفتن باقی می­گذارد.                       

پاول جاناک :رفتار معماران مدرن بر محور مصالح است و می خواهند کار خود را بر اساس ساختار و مصالح قرار دهند برای اینکه نمایش ساختار و مصالح تشکیل دهنده یک یک اصول خلاصه شده است.

بهرام شیردل :معماران هم مثل اهل حرفه های دیگر در یک مقطع زمانی پی می برند که شرایط جهان دارد تغییر می کند و کار حرفه ای آنها وقتی ارزش دارد که در این شرایط جدید بتواند نقشی ایفا کند.

ژان نوول :معمارانی که حرف بیشتری برای گفتن دارند معمارانی هستند که واقعا میسازند.

                                             

پاتریک ناتگنز :معماری علاوه بر زیبایی با کارایی نیز سر و کار دارد یعنی علاوه بر بیان شخصی با تامین نیاز دیگران نیز درگیر است.

بن فارمر :معماری هنری است که نمی تواند از بافت پیرامون طبیعی و مصنوع جدا باشد.اگر قرار است مفاهیم معماری را درک کنیم تبحر فنی نیازیست اساسی. معماری خوب نیزمند کارفرمای خوب است.

هنری لنارد/سوزان کروهست لنارد :فضاهای شهری نیازمند بیان هنری اند.خاطره های ما با مکانهای با هویتی که در آن تجربه های ارزشمند رخ میدهد گره خورده است.فضای شهری در واقع قلب شهر و منشاء زندکی روزمره است.

جرج آنزورنا :معمار واقعی معماریست برای همه و از جمله فقرا.

باری.بی.گرین بی :از نظر تاریخی معماری عینی ترین و ماندگارترین نتیجهء آرزوی انسان برای یافتن معنا در این دنیای خاکی بوده است.

جی اپیلتون :رابطه یک بنا با محیط پیرامونش معیار مهمیست که با توجه به آن میتوان شایستگی هنری بنا را ارزیابی کرد.

دیتریچ کاربرچت :وقتی میگوییم شهری زیباست منظور آن زیبایی است که ما از خیابانها و میدانها _یعنی از فضای عمومی_درک میکنیم .بنابراین برای «زیبا» کردن یک شهر باید به اینگونه فضاهای عمومی پرداخت.

استیون گروک :آثار «آلتو» دل مشغولی او را به مکان و راهها نشان میدهد.یعنی عینیت بخشیدن به تجربه ای از حرکت در مکانی از پیش ساخته.

چارلز جنکز :معماری ارگانیک این معماری بر پایه اندیشه نزدیکی بین معماری و محیط زیست شکل گرفته است. این معماری نوعی فناوری الهام گرفته از طبیعت است که الگوهای طبیعی عیناً در آن تکرار میشود.                               

فرانک لوید رایت :معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه ... اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

لویی کان :پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.

فرانک گری :هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند.

تادائو آندو :خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند.

فرانک لوید رایت

 

فرانک  و معماری ارگانیک :

فرانك لويد رايت به تحقيق يكي از مهمترين وخلاق ترين معماران ونظريه پردازان قرن بيستم مي باشد . اين معمار در طي 90 سال عمر پر بار خود (1959-1869) بيش از 60 سال فعاليت مستمر معماري داشته وحدود 560 تا ساختمان اجرا نموده است.

خانه اوليه رايت به نام خانه هاي دشتهاي مسطح معروف بودند، زيرا اين خانه ها كه غالبا در حومه شهر شيكاگو ساخته شده بودند، در تلفيق وهماهنگي با دشتهاي مسطح و سرسبز اين نواحي طراحي شده بودند.

از مشخصه هاي بارز اين ساختمانه مي توان به پنجره هاي سرتاسري، كنسول نمودن بام ونمايش افقي آن به موازات سطح زمين مسطح ونشان دادن مصالح در ساختمان اشاره كرد. از جمله شاخص ترين نمونه هاي اين ساختمانها از خانه روبي در حومه شيكاگو نام برد.

در اوايل قرن بيستم كه به تدريج ايده هاي رايت در ساختمانهيش شكل مي گرفت، دراروپاوامريكا تكنولوژي به سرعت در حال گسترش وپيشرفت بود .اين پيشرفت در زمينه هاي معماري، از نظر تيوري واجرايي بسيار مشهود وبارز بود.

اگر چه رايت با تكنولوژي مدرن مخالفتي نداشت،ولي وي آن را به عنوان غايت وهدف تلقي نمي نمود. به اعتقاد رايت ، تكنولوژي وسيله اي است براي رسيدن به يك معماري والاتر كه از نظر وي همانا معماري ارگانيك بود. او در 20 مي 1953 در تليسين معماري ارگانيك را با عبارت ذيل تعريف كرد:

«1-طبيعت:فقط شامل محيط خارج مانند ابرها،درختان وحيوانات نمي شود بلكه شانل داخل بنا واجزا ومصالح آن نيز مي باشد

2-ارگانيك:به معناي همگوني وتلفيق اجزا نسبت به كل وكل نسبت به اجزا مي باشد.

3- شكل تابع عملكرد: عملكرد صرف صحيح نمي باشد بلكه تلفيق فرم وعملكرد واستفاده از ابداع وقدرت تفكر انسان در رابطه با عملكرد ضروري است. فرم وعملكرد يكي هستند.

4- لطافت: تفكر وتخيل انسان بايد مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرمهاي دلپذير و انساني شكل دهد.همانگونه كه پوشش درخت وگلهاي بوته ها،شاخه هاي آنها را تكميل ميكند.مكانيك ساختمان بايد در اختيار انسان باشد ونه با العكس .

5- سنت: تبعيت ونه تقليد از سنت اساس معماري ارگانيك است.

6- تزئینات : بخشي جدايي ناپذير از معماري است.رابطه تزييات به معماري همانند گلها به شاخه هاي بوته مي باشد.

7- روح:روح چيزي نيست كه به ساختمان القا شود بلكه بايد دردرون آن باشد واز داخل به خارج گسترش يايد.

8-بعد سوم:بر خلاف اعتقاد عمومي ،بعد سوم عرض نيست ، بلكه ضخامت وعمق است.

9-فضا:عنصري است كه دائما بايد در حال گسترش باشد.فضا يك شالوده پنهاني است كهتمام ريتمهاي ساختمان بايد از آن منبعث شوند و در آن جريان داشته باشند.

شاهكار معماري رايت و نظريه ارگانيك را مي توان در خانه آبشار در ايالت پنسلوانيا در آمريكا ديد.

اين خانه كه در سال 1937 ساخته شده ،به بهترين شكل عقايد رايت در مورد معماري ارگانيك را نمايش ميدهد.موارد طراحي و اجرائي را كه رايت براي اين خانه ويلائي در نظر گرفته بود مي توان در هشت مورد ذيل خلاصه كرد:

1-حد اقل دخالت در محيط طبيعي

2-تلفيق حجم ساختمان با محيط طبيعي به گونه اي كه هر يك مكمل ديگري باشند.

3-ايجاد فضاهاي خارجي بين ساختمان ومحيط طبيعي.

4-تلفيق فضاي داخل با خارج.

5-نصب پنجره هاي سرتاسري و از بين بردن گوشه هاي اتاق.

6-استفاده از مصالح محيط طبيعي مانند صخره ها و گياهان چه در داخل وچه در خارج بنا.

7-نمايش مصالح به همان گونه كه هست ،چه سنگ باشد و چه چوب و ياآجر.

8-استمرار نمايش مصالح از داخل به خارج بنا.

رايت معتقد بود كه ماهيت مصالح در ساختمان بايد نشان داده شود ، به گونه اي كه شيشه به عنوان شيشه ، سنگ به عنوان سنگ وچوب به عنوان چوب به كار رود.

سید هادی میرمیران

سيد هادی ميرميران بزرگ مرد معماری ايران

 

كسب 27 جايزه‌ي عموما نخست ، تقدير ، لوح ، نشان و مدال و تاليف حدود 10 مقاله در زمينه‌هاي مختلف معماري و نيز ده‌ها سخنراني در دانشگاه‌ها و مجامع مهم و معتبر دنيا ، تنها بخشی از سوابق معماری است که بسياری او را برترين معمار ايرانی دهه گذشته می‌دانند . استاد سيد هادی ميرميران، بعد از تحمل يک دوره سخت بيماری ، روز پنجشنبه 31 فروردين 1385 جان به جان آفرين تسليم کرد .

 روحش قرين رحمت .

معرفی استاد هوشنگ سیحون

زندگی نامه


او در ۱۲۹۹ در تهران به‌دنیا آمد. تحصیلات معماری خود را در دانشگاه تهران و دانشکده هنرهای زیبای پاریس (بوزار) انجام داد، وی هم اکنون در ونکوور کانادا زندگی می‌کند.
 

 

پیشینه معماری


وی زمانی استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و سه دوره رئیس این دانشکده بود. استاد «هوشنگ سیحون» نقاش و معمار ۸۶ ساله ایرانی، به مرد بناهای ماندگار معروف است آن هم به دلیل طراحی و نظارت بر ساخت آرامگاه بزرگانی چون خیام، کمال الملک، بوعلی سینا، نادرشاه افشار، کلنل محمدتقی خان پسبان و ده‌ها مقبره و آرامگاه دیگر، ضمناً وی طراح بنای موزه توس در سال ۱۳۴۷ و همچنین ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران نیز می‌باشد.

استاد سیحون نقش اندازی است که در دنیای ابعاد از معانی پر رمز و راز باطن سخن به میان می‌آورد و معانی و فلسفه نظری و وجودی بزرگانی که معمار و طراح آرامگاه هر یک از آنان بوده، در نقش مقبره شان متجلی نموده‌است. به عنوان مثال در ۱۳۳۸ آرامگاه حکیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیام، محاسبه و طراحی کرده‌است.

او در کتاب «نگاهی به ایران» در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار می‌نویسد: ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره‌است، این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایِی ست که در ایران وجود دارد، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می‌داند». او در ادامه می‌نویسد: «شکل کلی و مقبرهٔ نادر به شکل شش ضلعی متناسبی ست که، شکلِ سیاه چادرهایی را تداعی می‌کند، دلیل این امر همین نکته‌است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی می‌کرد.
 

پیشینه نقاشی


در کنار معماری به نقاشی از مناظر و روستاهای ایران می‌پرداخت و نمایشگاه‌هایی از این آثار خود در ایران و در خارج از ایران برپا کرده‌است.


آثار وی در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست در سال ۱۹۷۲ در کنار آثار هنرمندانی چون پیکاسو و دالی به نمایش درآمد. در این نمایشگاه تابلویی از کلافه‌های خط به نمایش گذاشت که در آن از خطوط موازی و پر پیچ و تاب که هیچ همدیگر را قطع نمی‌کنند، استفاده کرده بود. دانشگاه‌هایی مثل MZT، هاروارد، واشنگتن و برکلی مجموعه‌ای از نقاشی‌های او را گردآوری کرده و نگهداری می‌کنند.

همسر سابق وی معصومه سیحون نیز نقاش است و بیش از ۷۰ سال سن دارد و شگرد وی در کشیدن نقاشی‌های مدرن است.
 

 


برخی از آثار (معماری)


تصویر مقبره نادر شاهمقبره فردوسی بزرگ
آرامگاه فردوسی بزرگ
آرامگاه بوعلی سینا در همدان(۱۹۵۱)
آرامگاه خیام در نیشابور(۱۳۳۸)
آرامگاه و موزه نادرشاه در مشهد(۱۹۵۸)
آرامگاه کلنل محمد تقی خان پسیان
مقبره عباس میرزا و بعضی دولتمردان قاجار
آرامگاه کمال‌الملک در نیشابور
ساختمان بانک سپه در تهران
بنای موزه توس(۱۳۴۷)
مرکز فرهنگی یزد
 

فرانک گهری

معماری دیجیتال

فرانک گری : « من ساختن اشکالی را شروع کردم که طراحی آن ها مشکل بودو این منجر به استفاده ما از کامپیوتر و نرم افزار Catia شد که استفاده از آن ها مرا به این باور رساند که ارزش امکانات و میزان دقت و درستی را که توسط این نرم افزار می توان در اسناد و ارتباطات به وجود آورد ، درک کنم . »

 

موزۀ گوگنهایم ابوظبی:

 

هوشنگسیحون

به بهانه روز معمار و اولین شماره از بخش معماری ایران

کلبه ییلاقی هوشنگ سیحون در کلوکان، نزدیک تهران، به سال 1353 ساخته شده است. خانه کوچکی با زیباترین ترکیب معماری و طبیعت که در سینه کوه  و با کمترین تغییرات در آن ساخته شده است.. عمده ترین مصالح مورد استفاده در این بنا، سنگ، چوب و فولاد به عنوان جزیی از سازه  این بنا که به عنوان تیر بر روی ستونهای حجیم سنگی قرار گرفته است.

 

پدر معماری مدرن

«لوييس ساليوان» معمار بزرگ آمريكايي و «پدر معماري مدرن» در چنين روزي به دنيا آمد. او با تفكرات و عقايد منحصربه فردش توانست تحولي شگرف در هنر و صنعت معماري به وجود آورد و تاثيرات عميق او بر كسي پوشيده نيست. ساليوان بنيانگذار مدرسه معماران شيكاگو است و «فرانك لويدرايت» معمار افسانه اي آمريكايي از شاگردان او بوده است.

«لوييس هنري ساليوان» در سوم سپتامبر ۱۸۵۶ در شهر بوستون به دنيا آمد و مدت كوتاهي در «موسسه فناوري ماساچوست» (ام آي تي) به تحصيل مشغول شد و دريافت كه قادر است تحصيلات دبيرستان خود را يك سال زودتر تمام كند و با گذراندن يكسري امتحانات، دو سال در دانشگاه پيش بيفتد. او تنها ۱۶ سال داشت كه وارد دانشگاه ام آي تي شد و پس از يك سال تحصيل به فيلادلفيا رفت و براي خود شغلي در كنار معماري به نام «فرانك فرنس» (Frank Furness) پيدا كرد
ركود اقتصادي سال ۱۸۳۱ بسياري از زحمات «فرانك فرنس» را بر باد داد و او به واسطه مشكلات مالي مجبور به اخراج «ساليوان» شد. در اين زمان «ساليوان» به شيكاگو رفت تا در جريان ساختمان سازي آن شهر كه پس از وقوع يك آتش سوزي گسترده در سال ۱۸۷۱ آغاز شده بود شانس خود را بيازمايد. او خيلي خوش شانس بود كه موفق شد در كنار «ويليام لبارون جني» مشغول به كار شود. «جني» اولين معماري است كه از اسكلت فلزي در اجراي ساختمان بهره برده. پس از كمتر از يك سال فعاليت در كنار «جني»، «ساليوان» به قصد تحصيل بار سفر بست و يك سال در دانشگاه هنر پاريس مشغول به فراگيري شد. پس از اتمام دوره آموزشي به شيكاگو بازگشت در حالي كه هنوز هجده سالگي اش تمام نشده بود. او چند سال بعد را به فعاليت در كنار معماران مختلفي گذراند تا اينكه در سال ۱۸۷۹ «دانكمار آدلد» معمار مشهور آن زمان، "ساليوان" را استخدام كرد و يك سال بعد او را در شركت خود شريك كرد. اين اتفاق سرآغاز دوران پيشرفت و موفقيت ساليوان بود. طي اين سال ها «ساليوان» و «آدلد» موفقيت هايي پي درپي به دست آوردند كه از جمله آنها مي توان به طرح و اجراي تالار سخنراني شهر شيكاگو در سال ۱۸۸۹ اشاره كرد كه در پايان پروژه «ساليوان» و «آدلد» طبقه بالاي اين ساختمان را به عنوان آتليه خود انتخاب كردند. از ديگر موفقيت هاي اين دو شريك مي توان به ساختمان واگن سازان (Wainwright Building) در سنت لوييس اشاره كرد كه اولين آسمانخراش تاريخ معماري جهان به شمار مي رود.

 

«لوييس ساليوان» اولين معماري است كه روش صحيح استفاده از اسكلت فلزي در ساختمان هاي بلند و مزاياي آن را به طرز بهينه اي مورد استفاده قرار داد. از آنجايي كه در ساختمان هايي كه با اسكلت فلزي بنا مي شوند معمولاً غير يك يا دو دهنه ديوار برشي در ساير نقاط ساختمان نه تنها عضو باربري وجود ندارد كه به عنوان مثال از ديوارهاي ساختمان فقط به دليل پوشندگي و محافظت سرمايي گرمايي استفاده مي شود و هيچ خاصيت باربري ندارد. «ساليوان» با علم به اين نكته در ساختمان هاي بلند از پنجره هايي با ابعاد بزرگ بهره مي برد كه نه تنها باعث روشنايي بيشتر فضاي داخلي مي شد كه با حذف ديوارها و ضخامت پائين شيشه هاي پنجره سطح مفيد ساختمان افزايش يافت.

 

منبع:وبلاگ معمار ایرانی

لوکوربوزیه

لوکوربوزیه
lecorbusier

Image and video hosting by TinyPic

    لوکوربوزیه (۲۷ آگوست ۱۹۶۵–۶ اکتبر ۱۸۸۷)، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت گریس است. او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد. او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت.

    لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux-de-Fonds)، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد. لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود، به آموختن مبانی هنر پرداخت.

    اولین خانه هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند، مانند ویلا فالت (Villa Fallet) ویلا شوآب (Villa Schwob) و ویلا ژان نرت (این خانه ی آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود). این خانه ها یادآور سبک معماری رایج، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه، یعنی رشته کوههای آلپ بودند.

    لوکوربوزیه همیشه برای فرار از محدودیت های حاکم در شهرش، به دورتا دور اروپا سفر می کرد. در حدود سال ۱۹۰۷به پاریس رفت. در آنجا در دفتر یک فرانسوی پیشگام تولید بتن تقویت شده، به نام آگوست پرت (August Perret ) کار پیدا کرد. بین اکتبر ۱۹۱۰و مارس ۱۹۱۱برای پیتر بیرنس–معمار و طراح معروف آن زمان–در نزدیکی برلین کار کرد و در آنجا با لودویگ میس واندر روهه ی جوان ملاقات کرد. در آن موقع می توانست آلمانی را بسیار روان و سلیس صحبت کند. هر دوی این تجربه ها تأثیرات زیادی بر زندگی شغلی او در آینده گذاشتند.

    لوکوربوزیه، در اواخر سال ۱۹۱۱ به کشورهای بالکان رفت و از یونان و ترکیه نیز دیدن کرد. دفترچه ای از اسکیس های او در این مسافرت، حاوی طرح هایی از معبد پارتنون، به خوبی اثبات کننده ی تأثیرات ارائه شده در کار بعدی او به نام ورس اون آرکیتکچر (Vers Une Architecture) در سال ۱۹۲۳ بود.
او در سال ۱۹۱۶و در سن ۲۹ سالگی برای همیشه به پاریس نقل مکان کرد و در سال ۱۹۲۰، لقب لوکوربوزیه را که اسم پدربزرگ مادری اش بود به عنوان اسم مستعار خود انتخاب کرد.

    لوکوربوزیه در طرح های خود بسیار تحت تأثیر فضای کلی شهری و سیستم شهرنشینی منطقه به منطقه بود که به کارش جذابیت بالایی می بخشید. او همچنین عضو انجمن بین المللی معماران مدرن شد.
    او یکی از اولین کسانی بود که در زمان خود تأثیر ماشین را، انباشتگی انسان ها بیان کرد! او این مطلب را چنین توضیح می داد که در آینده، شهرها حاوی آپارتمانها و ساختمان های بزرگی خواهند شد که هر کدام به طور مجزا، گویی در کنار بقیه پارک شده اند. تئوری ها و طرح های لوکوربوزیه خصوصا توسط صنف ساختمان سازان کاملا مورد قبول قرار می گرفت، چنان که لوکوربوزیه می گفت: به طور قانونی تمام ساختمان ها باید سفید باشند. و دیگر معماران از این گفته پیروی می کردند و از هر گونه تزئینی به شدت انتقاد می کردند. لوکوربوزیه از ترکیب های بزرگ منظم در شهرها همواره با عبارت های خسته کننده و ناهماهنگ با افراد پیاده در شهر، یاد می کرد. پلان شهری برزیل نیز بر همین ایده های او بنا شده بود.

    آخرین آثار لوکوربوزیه بیان کننده ی یک برداشت پیچیده از فشارهای مدرنیته در زمان خود بودند ولی در عین حال طراحی های معماری شهری او دارای حالت استهزا و انتقادگرایانه هستند.


اسکناس با طرح لوکوربوزیه و سیستم مدولار او

آقاي استاد: لكوربوزيه يك تمثيل براي ترم اول است!


Notre Dame کلیسای نوتردام رونشان
savoye (1) ویلا ساوا
shodan (2) ویلا شودان